گل سرخ عاشقی

دلبرکم چيزی بگو...
نویسنده : ... - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٢
 
دلبرکم چيزي بگو ، به من که از گريه پُرم
به من که بي صداي تو ، از شب شکست ميخورم
دلبرکم چيزي بگو ، به من که گرم هِق هِقم
به من که آخرين مي آواره هاي عاشقم
چيزي بگو که آيينه خسته نشه از بي کسي
غزل بشن گلايه ها ، نه هق هق دلواپسي
نذار که از سکوت تو ، پرپر بشن ترانه ها
دوباره من بمونم و خاکستر پروانه ها
چيزي بگو اما نگو ، از مرگ ياد و خاطره
کابوس رفتنت بگو ، از لحظه هاي من بره
چيزي بگو اما نگو ، قصه ما به سر رسيد
نگو که خورشيدک من ، چادر شب به سر کشيد
دقيقه ها غزل ميگن ، وقتي سکوتو ميشکني
قناري ها عاشق ميشن وقتي که تو حرف ميزني
دلبرکم چيزي بگو ، به من که خاموش توام
به من که همبستر تو ، اما فراموش توام