گل سرخ عاشقی

زبان نگاه
نویسنده : ... - ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ،۱۳۸٢
 


نشود فاش کسی آنچه ميان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن ميگويم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق نديد
حاليا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسيد
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ٫ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

اين همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گويی و خيالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به ديباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سايه٫ زاتشکده ماست فروغ مه و مهر
وه از اين آتش روشن که به جان من و توست


(ه.ا. سايه)