گل سرخ عاشقی

بی وفا پيداست کيست
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٢
 

يک روز که از بی وفائي يار دلم گرفته بود شعری به دلم جاري شد كه مطلعش اين بود:

چه گويم با تو آخر بي وفا كيست؟
زبان بي زبانان بي زبانيست !


اما در همین اثنا به شعر زيبايي از ‹سلمان ساوجي› بر خوردم :

بي وفا مي خواندم آن، بي وفا پيداست كيست
من به مهرش ميدهم جان ، بي وفا پيداست كيست

يار بي مهر و وفا مي خواندم اما به گل
مهر نتوان كرد پنهان بي وفا پيداست كيست

بي وفا آن است كو برگردد از پيمان دوست
ما بر آن عهديم و پيمان ، بي وفا پيداست كيست

جان فداي او شد و او داد جانم را به باد
در ميان جان و جانان بي وفا پيداست كيست

صبح با گل گفت كاي گل نيستت بوي وفا
گل جوابش داد خندان : بي وفا پيداست كيست ؟

او عتابي مي كند اما وفا مي گويدم :
رو تو خوش مي باش ‹سلمان › بي وفا پيداست كيست