گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤
 

 
 
زنجير زندگی من بدون تو از هم گسسته است
 

دانه های زنجير زندگی را می شمارم

کم است !

دانه ای هست که پيدايش نمی کنم

و نمی دانم

چطور بدون آن

دو تکه زنجير رابه هم وصل کنم ...

 

دانه هايي پيدا می کنم !

شايد شبيه همان دانه ای که کم است ...

 

پايی برای پيدا کردن نمانده

پيدا کردن آن دانه ناب ...

 

وسوسه می شوم!

وسوسه می شوم از خستگی فرار کنم

و به جای آن دانه ناب

يکی از همان دانه های مشابه را

در زنجير زندگی ام جای دهم...

 

زنجير زندگی ديگر دو تکه نيست

پايي برای جستجوی دوباره لازم نيست

دانه مشابه

به راحتی جای خود را پذيرفت ...

 

زنجير زندگی را

به آن طرف ديوار آينده پرتاب می کنم

و از آن بالا می روم ...

 

پاره می شود !

زنجير

پاره می شود !

از جايي که وسوسه زندگی می کرد

از جايي که پاهای خسته زندگی مي کرد

از جايي که نااميدی زندگی می کرد

از جايي که دانه مشابه زندگی می کرد...

پرت می شوم از آينده به جايي

که حتی گذشته نيست!

محکم

به زمين می خورم

منی که

نيمی از زنجير زندگی را

بالا رفته بودم

درست جايي زمين می خورم که

دانه ناب کنار من است ...

 

دانه ناب کنار چشمان من است

کنار چشمانی که

برای هميشه بسته می شوند ! ...

ای دانه ناب!

بدون تو زنجير زندگيم از هم گسسته است

http://www.iranclip.com/player/859