گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٤
 

 

راستی! وقتی رفتی صدای شکستن دلمو هيچ شنيدي؟!

راستی! ابرای بارونيه چشمامو، شونه های لرزونمو  ديدی وقت رفتن؟!

آدمايی که ذره ای از درد دل من خبر نداشتن اومدن تلنگر به شيشه زدن...رهگذرا هم....اما تو! فکر می کردم دست هميشه مهربونت طرقه ای به شونه های لرزونم ميزنه...يا حداقل نگاه نگرونت از دور به انتظارمه....فکر می کردم تو اون شرايط سخت تنهام نميذاری با خودم!اونم خود پر دردم با اون دل پرخونم!!!

راستی!مگه عشق چيزی جز اينه؟! که تو بی منطقيهای يه دل ديوونه يه حس ناب و محض دوست داشتن به اون هديه کني، شايد اين تنها چيزيه که اون ازت طلب می کنه! اينتوری نيست؟!

در ره منزل ليلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است، که مجنون باشی!

http://www.bouseh.com/hami.htm