گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٤
 

 

نگاهش معصوم

پراز تمنا

و چون آهويی اسير صياد

صدايش چون ترنم آواز مجنون

که از حنجره ای بغض آلود

بر دشت غريب عشق طنين انداز است...

و دستانش پر از تب

که در هنگام نوازش ،چون کوره آتش

رگ های سرد وجودم را می سوزاند

قلبش سرای آرزو

دشت سبز خيال

آنجا که چکاوکان شکسته بال

چون من آشيانه می سازند...

دلش چون اقيانوسی ناآرام

پراز تلاطم امواج خروشان عشق

و من مسافری از تبار ليلی

که ديوانه وار بر بلم شکسته خويش نشسته

و در دايره عشق از او کمک می جويم

... امشب شبی است که می شنوم صدای قدمهايش را

عطر دل انگيز تنش را

که می پيچد بر کوچه بن بست شقايق

او می آيد

او که اعجوبه عشق است

و من عجيب عاشق...