گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٤
 

 

تو   منی!

 

  وقتی سکوت می کنم، دوست دارم  تو برايم اواز بخونی

صدای تو از صدای پرنده های رها قشنگ تر است

وقتی تاريک می شوم، دوست دارم تو دست در گردن مهتاب برمن بتابی

 نور تو از نور همه خورشيد ها زلال تر است....

ای کسی که  درختان انگور با ديدنت  مست می شوند

و گونه گيلاسها از شرم سرخ می شود

وقتی اواز می خوانم

دوست دارم آسمان را تکان بدهی تا يخ ستارگان آب شود

دوست دارم چند قطره باران بر سرم بريزی و جيبهايم را از

بوی شمعدانی و رازيانه پر کنی

من عاشقم  اين را پيراهنهايم در يک بامداد شيرين به تو  خواهند گفت

آنقدر عاشقم که ازکنار هر درختی  عبور کنم  تبديل به گل سرخ خواهد شد...

وقتی دلم برايت تنگ می شود بر تپه ای  از صدف می نشينم

و در آينه تو را جستجو می کنم

 وقتی دلت برايم تنگ  شد

به ابر کبودی  که از بالای سر يک نيلوفر تنها ميگذرد، لبخند بزن...