گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٤
 

 

آن تير که آن کمان چشم تو رها کرد ديدی که چه ها کرد!؟

ديدی که سراسيمه دل از سینه جدا کرد؟!

ديدی که چه ها کرد!؟

***

مگه ميشه تورو ديدو با تو از دو رنگيا گفت؟!

تورو بايد ديد و بايد به تو از قشنگيا گفت...

مگه ميشه که دروغ گفت؟!

به تويی که نازنينی...

تو خودت ميشناسی عشق و هرجا که اونو ببينی!

 

خيال نميکردم که تو يه روز همه کسم بشي؛

با من بی کس و غريب

يه روزی هم قسم بشی...

اصلا نميومد بهت که عشق و حتی بشناسی!!!

اما ديدم که مثل تو عاشق نميشه هيچ کسی!!!

...

اگه گفتی امروز چه روزيه؟؟؟

راستی!

تا حالا فکرشو کردی...؟!