گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸۳
 

دلم از دنيا گرفته ميدونی؟ 

 آخه بد جوری غرورمو شکست

هرچی بود دار و ندارمو گرفت

اين سقوط و ديد و بيصدا نشست

دلم از دنيا گرفته چی بگم؟!

بعد تو انگاری حسی ندارم

اينجا هيچکسی نميبينه منو

زخمامو با گريه مرحم ميزارم

اون روزا که مثل ماهی توی آب

بودنم بسته به بودن تو بود

وقتی خسته از تموم آدما

آرزوم هميشه داشتن تو بود

يادمه که اعتبار عاشقی

توی اون نرمی دستای تو بود

مث برگی رو تن پير درخت

زندگيم بند نفسهای تو بود

اون روزا٬ تموم اون روزای خوب

مث خوابی با تو همسفر شدم

رفتی و ترانه هام يکی يکی

گم شد و سوختم و در به درشدم

رفتی اما اسم تو مثل نفس

حتی يک لحظه فراموش نميشه

آخه خورشيد با يه دنيا عشق و نور

که به اين سادگی خاموش نميشه