گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۳
 

 

   

 

 

غزلهاي سپيدم را ، هنوز تنها تو ميفهمي
هنوز هم شعرهايم را ، تك و تنها تو ميفهمی


 

شب بي توشب مرگ است،شب باتوشب ميلاد

چه ميجويم ؟ چه ميخواهم ؟ ازاين شبها توميفهمی...


 

چه تقدير غم انگيزي ، لب دريا ولي تشنه
دليل تشنه بودن را ، لب دريا تو ميفهمي


 

فقط در آسمانها ما ، به هم نزديك نزديكيم
ولي روي زمين  -دوري
ميان ما- تو ميفهمي


 

ومن هم مثل تو بالم درون يك قفس مصلوب
كه طعم آخرين شام مسيحا را تو ميفهمي


 

و بانو! اين غزل امشب وصيتنامه من بود
عزيزم اين حقيقت را
، همين فردا تو ميفهمي