گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۳
 

 

 

يا لطيف

يادته يه روز بهم گفتی :

دوستت دارم را با من بسيار بگو و از من بسيار بخواه!؟..

يادته اونروزا اين دفتر تنها نقطه اتصال ما بود؟

تو که نبودی من از غم دوريت قطره های اشکمو تو اين دفتر ميريختم، شاد که بودی قاه قاه خنده هام، رد بوسه هام اوج بهترين ترانه هامو برات به تصوير ميکشيدم!تو برام از غصه و شاديات ميگفتی من  برات قصه هاشو ميساختم ....

اينا همه مال عشقمون بود...بی توقع...اگه يه روزی تو برام نمينوشتی من بجات دفترو باز ميکردم و يه چند خط مينوشتم...اونروزاييم که من نبودم تو با اوج احساست با قلم دلت دفتر عشقمونو پر که نه!پربار ميکردی!!!

چه غريبی ای عشق!

چقدر ناصبور و ناشکيبی ای عشق...

يادش بخير!

گلای سرخ عاشقيمون هيچوقت دير نميشد!روز عشقمون هيچوقت فراموش نميشد!

...

اما حالا  از اونهمه تجلی زيبايی و اوج عشقمون فقط يادش مونده و بس...

دلم تنگه، نگو بيوفاست!نگو ناصبور و بی مهر و پر از رنگ و رياست....

يه نهيب کوچولو به خودت بزن عزيز دل من!منم اينکارو ميکنم!

رنگ عاشقی يه رنگ بی رياست!!!

عاشقم صبر و تحملش بی انتهای انتهاست...

عاشق بی منت بازگشت عاشقه!بخشندست!

جوشش وجودشم از چشمه دلش سر ميگيره!

اگه هنوزم عاشقی!اينهمه پاکی و عشقو ارزون نفروش...

تو تموم نقطه های ابراز عشقت تو هميشه واسه من بزرگ و بزرگتر شدي، عزيز و عزيزتر...پس هيچوقت فکرشم نکن که ميتونم اينهمه خوبی و قشنگی رو ناديده بگيرم و نفهمم!

تو برای عشقت بگو حتی اگر معشوقت عظمتش به اندازه وسعت عشق تو نباشه!

...

يه روز عاشقی بی تو

 اما مثل هميشه لبريز از حضور تو...

 

                                                                    تا هميشه

 عاشقتم و عاشقت ميمونم

ای بهترين بهترين من!