گل سرخ عاشقی

زهی دل...
نویسنده : ... - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٢
 

نشد يك لحظه از يادت جدا دل

زهی دل، آفرين دل، مرحبا دل

 

ز دستش يك دم آسايش ندارم

نميدانم چه بايد كرد با دل

 

هزاران بار منعش كردم از عشق

مگر برگشت از راه خطا دل؟

 

از اين دل، داد من بستان خدايا!

ز دستش تا به كی گويم خدا دل؟

 

بتاری گردنش را بسته زلفت

فقير و عاجز و بی دست و پا دل

 

درون سينه آهی هم ندارد

فلاكت دل، مصيبت دل، بلا دل

 

بشد خاك و ز كويت بر نخيزد

زهی ثابت قدم دل، با وفا دل

ابو القاسم لاهوتی