گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸۳
 

 

يوسف گمگشته باز آيد به کنعان، غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور

 

ای دل غمديده حالت به شود دل بدمکن

وين سر شوريده باز آيد به سامان،غم مخور

 

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل بر سر کشی ای مرغ خوشخوان، غم مخور

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائما يکسان نباشد حال گردون، غم مخور

 

هان! مشو نوميد چون واقف نئی زاسرار غيب

باشد اندر پرده بازيهای پنهان، غم مخور

 

ای دل ار سيل فنا بنياد هستی برکند

چون تو را نوحست کشتيبان ز طوفان غم مخور!