گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ آبان ،۱۳۸۳
 



خيال خام پلنگ من به سوي ماه جهيدن بود
....و ماه را ز بلندايش به روي خاك كشيدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنجه به خالي زد
كه عشق ـ ماه بلند من ـ وراي رسيدن بود
***
گل شكفته!خداحافظ، اگرچه لحظه ديدارت
شروع وسوسه اي در من به نام ديدن و چيدن بود
من و تو آن دو خط‎يم ،آري!موازيانِ به ناچاري
كه هردو باورمان ز آغاز به يكدگر نرسيدن بود..
شراب خواستم و عمرم شرنگ ريخت به كام من
فريبكارِ دغل پيشه بهانه اش نشنيدن بود
***
چه سرنوشت غم انگيزي كه كرم كوچك ابريشم
تمام عمر قفس مي بافت ولي به فكر پريدن بود...