گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸۳
 

گر چه مستيم و خرابيم چو شبهاي دگر
با زكن ساقي مجلس سرميناي دگر
امشبي را كه در آنيم غنيمت شمريم
شايد اي جان نرسيديم به فرداي دگر
مست مستم مشكن قدر خود اي پنجه غم
من به ميخانه‌ام امشب تو برو جاي دگر
چه به ميخانه چه محراب حرامم باشد
گر به‌جز عشق توام هست تمناي دگر
تا روم از پي يار دگري مي بايد
جز دل من دلي وجز تو دلاراي دگر
نشينده است گلي بوي تو اي غنچه ناز
بوده ام ورنه بسي همدم گلهاي دگر
تو سيه چشم چو آئي به تماشاي چمن
نگذاري به‌كسي چشم تماشاي دگر
باده پيش آر كه رفتند از اين مكتب راز
اوستادان و فزودند معماي دگر
اين قفس را نبود روزني اي مرغ پريش
آرزو ساخته بستان طرب زاي دگر
گر بهشتي است رخ تست نگارا كه در آن
مي توان كرد به هر لحظه تماشاي دگر
از تو زيبا صنم اينقدر جفا زيبا نيست
گيرم اين دل نتوان داد به‌زيباي دگر
می‌ فروشان همه دانند عمادا كه بود
عاشقان را حرم و ديرو كليساي دگر