گل سرخ عاشقی

مناجات
نویسنده : ... - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ مهر ،۱۳۸۳
 

 


چه كم گردد خدايا از خدائيت - چه نقصان آيد اندر پادشاهيت؟
كه گر بيچاره اي كامي بيابد - دل افگاري دلارامي بيابد
خداوندا اگر چه دورم از يار - ازو نبريده ام اوميد يكبار
وگرچهروزگارم زو جداكرد - فراقش جامه صبرم قبا كرد
قضا دستم ز وصلش كرد كوتاه - قدر ببريد ناكامم ز دلخواه
ز من دور اوفتاد آن جان شيرين - فراق آمد نصيبم زان نگارين
زمانه خاطر ناشاد خواهد - وصالش دست مشكل داد خواهد
و گرچه آن همه خوش زندگاني - ز وصل دلفروز آن كامراني
به تأثير، اختران بر باد دادند - زما هريك به اقليمي فتادند
به ناكامي شديم از يكدگر دور - به عشق اندرجهان گشتيم مشهور
اميد از وصل جانان برنگيرم - مگر كز غصه هجران بميرم
به فضلت همچنان اوميدوارم - كه اوميدم تهي اندر كنارم
بدان خورشيد خوبانم رساني - گلم در باغ شادي بشكفاني
الها!پادشاها!بي نيازا! - خداوندا! كريما! كارسازا!
به صدق سينه پاكان راهت - به شوق عاشقان بارگاهت
به شب ناليدن پا در كمندان - به آه سوزناك دردمندان
به حق صبر بي پايان ايوب - به آب چشم خون افشان يعقوب
به حق ره نوردان طريقت - به حق نيكمردان حقيقت
كه بر جان من مسكين ببخشاي - در رحمت برين بيچاره بگشاي
بده كام دل شوريده من - رسان با من بت بگزيده من
مرا زين بيشتر در هجر مپسند - به فضل خود برآور پايم از بند
بر احوال تباهم رحمت آور - به آه صبحگاهم رحمت آور
كرم كن بر من بيچاره گشته - چنين گرد جهان آواره گشته
ازين پس درد بر دردم ميفزا - به سوي وصل يارم راه بنما
خداوندا!به حق پاكبازان - به سوز سينه صاحب نيازان
كه هرجا هست چون من مبتلائي - گرفتار كمند دلربائي
دل افگاري، اسيري، عشقبازي - به كوي عاشقي گردن فرازي
ز عقل و عافيت بيگانه گشته - به سوداي بتي ديوانه گشته
بروزي كن جمال دلفروزش - به تاب آتش هجران مسوزش
بده مقصود جان مستمندان - بكن داروي ريش دردمندان
چو من كس را مكن در عشق بيمار - به حق احمد معصوم مختار