گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸۳
 

 

مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد

قضای آسمان اينست و ديگرگون نخواهد شد

 

رقيب آزارها فرمود وجای آشتی نگذاشت

مگر آه سحرخيزان سوی گردون نخواهد شد

 

مرا روز ازل كاری بجز رندی نفرمودند

هرآن قسمت كه آنجا رفت از آن افزون نخواهد شد

 

خدارا محتسب ما را به فرياد دف و نی بخش

كه ساز شرع از اين افسانه بی قانون نخواهد شد

 

مجال من همين باشد كه پنهان عشق او ورزم

كنارو بوس و آغوشش چگويم چون نخواهد شد

 

شراب لعل و جای امن و يار مهربان ساقی

دلا كی به شود كارت اگر اكنون نخواهد شد

 

مشوی ای ديده نقش غم ز لوح سينه حافظ

كه زخم تيغ دلدارست و رنگ خون نخواهد شد