گل سرخ عاشقی

به تو می انديشم
نویسنده : ... - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٢
 


من مناجات درختان را هنگام سحر،
رقص عطر گل يخ را با باد،
نفس پاک شقايق را در سينه کوه،

همه را می شنوم می بينم .
من به اين جمله نمی انديشم !

به تو می انديشم .

ای سراپا همه خوبي،
تک و تنها به تو می انديشم.
همه وقت،
همه جا ،
من به هر حال که باشم به تو می انديشم .
تو بدان اين را ٫ تنها تو بدان !
تو بيا...
تو بمان با من ٫تنهاتو بمان!

جای مهتاب به تاريکی شبها تو بتاب.
من فدای تو ،به جای همه گلها تو بخند.
اينک اين من که به پای تو در افتادم باز،
ريسمانی کن از آن موی دراز،

 تو بگير ،تو ببند،تو بخواه !

پاسخ چلچله ها را تو بگو!
قصه ابر هوا را تو بخوان !
تو بمان با من تنها تو بمان!
در دل ساغر هستی تو بجوش،
من همين يک نفس از جرعه جانم باقی است،

آخرين جرعه اين جام تهی را تو بنوش!


(فريدون مشيری)