گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ خرداد ،۱۳۸۳
 

 

 

تو مث اونا نباش ، اونا مارو دوست ندارن
تو اطاقشون گل مصنوعي بيشتر مي ذارن
تو مث اونا نباش ، چون زير بارون نمي رن
مث ليلي نمي شن تو خواب مجنون نمي رن
تو مث اونا نباش ، اونا واسم بس نبودن
اونا مثل نقش معبدا ، مقدس نبودن
تو مث اونا نباش ، اونا وفادار نبودن
محض خاطر كسي هيچ شبي بيدار نبودن
تو مث اونا نباش ، اونا فقط يه خاطرن
ازاونا كه موندن اما ، خيلي دوس دارم برن
تو مث اونا نباش ، اونا
شقايق نمي شن
اونا نقش عاشقو دارن و عاشق نمي شن
تو مث اونا نباش ، اونا به هم راست نمي گن
به دل ديوونه كه هرچي دلش خواس نمي گن
تو مث اونا نباش ، اونا شكستن بلدن
به حساب خودخواهيم نذار ولي اونا بدن
تو مث اونا نباش ، اونا كه اين جور نبودن
اونا انقداز من و آرزوهام دور نبودن
تو مث اونا نباش ، اونا ازم جدا شدن
بي دليل شكستن و رفتن و بي وفا شدن
تو مث اونا نباش ، مثل همين حالات بمون
خيلي آروم و زلال و باوفا و مهربون
بذا رؤياهام تو رو هميشه تزئين بكن
از روي عشق تو خوبیها رو تمرين بكنن
تو مث اونا نباش ، اونا مث تنگ بودن
مث جدولايي كه حل نمي شن ، گنگ بودن
تو مث اونا نباش ، اونا فقط لحظه بودن
مث اون چراغي كه يه وقتايي سبزه ، بودن
تو مث اونا نباش ، اونا يه وقت گم مي شدن
توي ذهن من يه وقتايي ، توهم مي شدن
تو مث اونا نباش ، اونا فقط رد مي شدن
واسه دوست داشتن آدمم مردد مي شدن
تو مث اونا نباش ، اونا پرن ، فراوونن
سر حرف خودشونم نمي تونن بمونن
تو مث اونا نباش ، چون اونا شفاف نبودن
مث آب كه عكس ماه بيفته توش صاف نبودن
تو مث اونا نباش ، اونا تو اين شهر بودن
اما با دنياي آرزوي من قهر بودن
تو مث اونا نباش ، اونا يه جور رنج بودن
مث مهره هاي مات توي شطرنج بودن
تو مث اونا نباش ، تا اين چشا باز نشه خيس
بگو مثل اونا نيستي ، هم بگو ، هم بنويس