گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ خرداد ،۱۳۸۳
 

 

عاشق و مجنونت شدم ، نخونده مهمونت شدم
كلي پريشونت شدم ، اما بازم نيومدي

قهوة فنجونت شدم ، شمع تو شمعدونت شدم
خاك تو گلدونت شدم ، اما بازم نيومدي

برف زمستونت شدم ، رسوا و حيرونت شدم
چك چك ناودونت شدم ، اما بازم نيومدي

آفتاب و بارونت شدم ، اشكاي غلطونت شدم
عطر گلابدونت شدم ، اما بازم نيومدي

ماه تو ايوونت شدم ، خراب و ويرونت شدم
گل گلستونت شدم ، اما بازم نيومدي

سه ماه تابستونت شدم ، الوند و كارونت شدم
دشتاي ايرونت شدم ، اما بازم نيومدي

دنا و هامونت شدم ، نزديكتر از جونت شدم
رگت شدم ، خونت شدم ، اما بازم نيومدي

خادم و دربونت شدم ، اسير زندونت شدم
گلاب كاشونت شدم ، اما بازم نيومدي

يه جوري مديونت شدم ، سنگ خيابونت شدم
راهي ميدونت شدم ، اما بازم نيومدي

تو سختي آسونت شدم ، تو دردا درمونت شدم
ناجي پنهونت شدم ، اما بازم نيومدي

لباس و سامونت شدم ، سارق ايمونت شدم
چشماي گريونت شدم ، اما بازم نيومدي

لباي خندونت شدم ، گشنه شدي نونت شدم
آب فراوونت شدم ، اما بازم نيومدي

هميشه ممنونت شدم ، من ني چوپونت شدم
آب تو بيابونت شدم ، اما بازم نيومدي

شعراي ارزونت شدم ، عمري غزلخونت شدم
تسليم قانونت شدم ، اما بازم نيومدي

كشتة مژگونت شدم ، هلاك چشمونت شدم
رفتم و قربونت شدم ، اما بازم نيومدي