گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸۳
 


سلام بهونه قشنگ من براي زندگي؛
آره، بازم منم همون ديوونه هميشگي!

فداي مهربونيات چه مي كني با سرنوشت؟
دلم واست تنگ شده بود، اين نامه رو واست نوشت

حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
جاي نگاهت بدجوري تو صحن چشام خاليه

ابرا همه پيش منن، اينجا هوا پر غمه
از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم كمه

ديشب دلم گرفته بود، رفتم كنار آسمون
فرياد زدم يا تو بيا، يا منو پيشت برسون

فداي تو، نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
حقيقت وواست بگم، به آخر خط رسيدم...

رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي
قسمت تو سفر شد و قسمت من، آوارگي...

نمي دوني چقدر دلم تنگه براي ديدنت
براي مهربونيات، نوازشات، بوسيدنت...

به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته؟
يه قلب تنها و كبودهلاك يه نگاهته؟

من مي دونم همين روزا عشق من از يادت ميره
بعدش خبر ميدن بيا كه داره دوستت مي ميره

فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
غم غريبي عزيزم زردو شكستت نكنه

چادر شب لطيف تو از روت شبا پس نزني
تنگ بلور آب تو يه وقت نا غافل نشكني

اگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون
منم تورو سپردمت دست خداي مهربون

راستي امروز بارون اومد، من و خيالت تر شديم
رفتيم تو قلب آسمون با ابرا هم سفر شديم

از وقتي رفتي آسمون پر كبوتره
زخم دلم خوب نشده، از وقتي رفتي بدتره

غصه نخور تا تو بياي حال منم اينجوريه
سرفه هاي مكررم ماله هواي دوريه

عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه...

تنها دليل زندگيم!!!با يه غمي دوست دارم...
داغ دلم تازه مي شه اسمت و وقتي مي آرم

وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير؟
مگه نگفتم چشمات و از چشم من هيچ وقت نگير...

حرف من و به دل نگير همش مال غريبيه
تو رفتي، من غريب شدم، چه دنياي عجيبيه

زودتر بيا، بدون تو اينجا واسم جهنمه
ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه...

تحملي كه تو دادي، ديگه داره تموم مي شه
مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه

دلم واست شور مي زنه، این دل و بي خبر نذار
تورو خدا با خوبيا رو هيچ دلي اثر نذار

مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن



...



يه شب تو خرداد!كه غمت سربه سر دل ميذاره
سارا،
همون كسي كه بيشتر از جونش دوست داره...