گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸۳
 

 

 

و تو گفتي از عشق بگو
عشق يك حادثه بود در نگاه من و تو
يك لحظه ديدار در چشم من و تو
يك امر محال،يك كار بديع
يك عاطفه بود در قلب من و تو

و نگاه خود تو
گرمترين نقطه هستی
و لبخند سرور آور تو
باعث شادي من

 تو ندانسته نگاه كردي به من
من ندانسته گرفتار شدم
و تو دانسته به من گفتي بيا
و كنون غرق روياي توام
غرق در درياي نگاه هاي تو ام

 سر زلف تو و آرزوي چنگ زدنم
چشم تو،ساقي من
خط ابروي تو ياد كمان
كاش تو بودي به برم

تو عطر گل ياس
تو ماوراي احساس
تو وزن شعر منی
تو مهتاب شبهاي تاريك غربت زده ای
تو ستاره تو ماه
تو فرشته دنياي تنهاي منی

اگر عشق اينست پس من عاشقم
اگر ديوانگيست پس من ديوانه ام
هر چه مي نامي مرا من همانم
وگر شمعم تويي من پروانه ام
من همانم من همانم