گل سرخ عاشقی

بزم محبت
نویسنده : ... - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٢
 

غمش در نهانخانهء دل نشيند
بنازی که ليلی به محمل نشيند

بدنبال محمل چنان زار گريم
که از گريه ام ناقه در گل نشيند

خلد گر بپا خاری آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشيند

پی ناقه اش رفتم آهسته، ترسم
غباری به دامان محمل نشيند

مرنجان دلم را که اين مرغ وحشی
زبامی که برخاست مشکل نشيند

عجب نيست خندد اگر گل به سروی
که در اين چمن پای در گل نشيند

بنازم به بزم محبت که آنجا
گدائی به شاهی مقابل نشيند

طبيب از طلب در دو گيتی مياسا
کسی چون ميان دو منزل نشيند