گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ،۱۳۸۳
 

  يه خلوت دوباره

 يه آسمون ستاره

  ميخوام که از اون چشات

  فقط غزل بباره  . . .

 

 يه شب تو اوج مهتاب

  كه عاشقي و بي تاب

  دلت هوائي ميشه

  يه ديوونه بي خواب . . .

 

 يه گريه شبونه

 يه بغض بي بهونه

  صداش مياد تو گوشت؟

  داره غزل مي خونه  . . .

  

 مياد سر نمازت

  ميشينه پاي رازت

  باهات دعا ميخونه

  روا بشه نيازت  . . .

 

ميگه خدا كجائي ؟

 فقط تو يار مائی

به حرمت شقايق

 نذار بشه جدائي . . .

 

ميگه منم غريبم

 كه خيلي بي نصيبم

ببين شبا خيالت  

 همش ميده فريبم . . . 

 

آره تو تنها نيستي

 فقط تو شيدا نيستي 

 ميگي مي آي سراغم

اما يه وقتا نيستي   . . . !