گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ،۱۳۸۳
 

ومن از خود حيرانم
که چرا از انسان گاهی گريزانم
ومن آن هنگام تنهايم .
ودر اين تنهايی،خود را بکنار جويی می بينم
بکنار سبزه
بکنار آب
من اينجا تنهايم. ودر اين تنهايی پروانه ای گردمن می گردد.
باد احساس مرا می فهمد
سبزه نيز وزن مرا می داند.

ونگاهم تک وتنها می کشد پر به شکار نگهی تنهاتر.


به کنار جو اگر می آئيد
نگهم را مپرانيد که بر عمر روان می نگرم.