گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۳
 

و اکنون که دست تقدير بين ما فاصله ها انداخته و هيچ چيز همچون دستان مهربانت گرمي بخش دستان خسته ام نيست ...تنها ي تنها در انتظارت به سر مي برم و مرور گر خاطرات با هم بودمان مي شوم...وقتي با تو هستم عاشقانه خواهانم که در برابر لطافت زلالت جان دهم و تو همانند خورشيد يخ هاي وجودم را ذوب مي کني ...روزم را غرق نور مي کني و اعماق تاريک وجودم را روشن . تنها دليل بودنم ! در انتظار آمدنت همچنان خواهم ماند تا دست هاي عاطفه ات را بر شانه ي خسته ام بگذاري و از شراب جام بلورين چشمهايت جرعه اي به من دهي که اين عطش در فراق تو مرا مي کشد ... و حال که بغض خفته ي من سکوت را مي شکند از ادامه دادن باز مي مانم....تمام معناي زندگي ام !تا نفسي در وجود من باقيست ... با تو مي مانم که زيبا ترين لحظات زندگي ام لحظات با تو بودن است .....به عظمت عشق و ابهت سکوت و متانت تنهايي........