گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ فروردین ،۱۳۸۳
 


اي كاش براي يك روز هم كه شده، ما آدمها، اين خط كش هاي به ظاهر عقلانيمون رو !زمين مي گذاشتيم، از ته دل يه نفس عميق مي كشيديم و مي گذاشتيم پيكرتراشمون اونگونه كه خودش دوست داره، نقش زندگيمون رو بتراشه...
اي كاش لحظه اي از اين قالب هاي به ظاهر فريبندمون بيرون ميومديم تا به واقع بفهميم كه هستيم، كه مي خواهيم باشيم، كه مي توانيم باشيم، و كه بايد باشيم!
اي كاش لحظه اي به زندگي امان مي داديم تا باشد! آنگونه كه بايد،نه آنگونه كه ما مي خواهيم...
اي كاش چشمان زيبا بينمان لحظه اي، آني، دمي گشوده مي شد ، تا نشانه ها را ببينيم، تا دريابيم كه اين مجال دوباره كه به جان داده شده از بهر چیست


براي تو و خود چشماني آرزو مي كنم كه نشانه ها را ببيند، گوشي كه آنها را بشنود و روحي كه تمامي آنها را در برگيرد...