گل سرخ عاشقی

به تو می انديشم...
نویسنده : ... - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ فروردین ،۱۳۸۳
 

 

 

نه به ابر

نه به آب

نه به اين آبی آرام بلند...

من مناجات درختان را هنگام سحر

نفس پاك شقايق را در دامن كوه

رخص عطر  گل يخ را با باد

همه را می بينم می شنوم

من به اين جمله نمی انديشم

به تو می انديشم...

ای سراپا همه خوبی

تك و تنها به تو می انديشم...

همه وقت، همه جا

من به هر حال كه باشم،

به تو می انديشم...

تو بدان اين را، تنها تو بدان

تو بمان با من، تنها تو بمان...

جای مهتاب به تاريكی شبهام تو بتاب

من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند

من همين يك نفس از جرعه جانم باقی است

آخرين جرعه اين جام تهی را تو بنوش...

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ابر و هوا را تو بخوان

تو بمان با من، تنها تو بمان...

به تو می انديشم...

ای سراپا همه خوبی

تك و تنها به تو می انديشم...