گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٢
 

من به قاب چشمت

عکس رويای دلم را ديدم

من به دست خوبت

بوسه مهر زدم

من ميان همه درياها

من ميان همه صحراها

قلب پر مهر تو را برگزيدم

سخن دل به لبت نقش گرفت

و تراويد کلام تو ز گلواژه هر گفتارم

من و تو

رنگ ها را نگزيديم

شيشه ها را نشکستيم

و بر آئينه

ننشانديم کدورت،ز غرور و کينه

کيش ما،کيش محبتها بود

شعر جاويد عدالت ها بود

و سرودي،همه از واژه عشق

من و تو همخوانيم

من و تو

راز پوچی جهان گذرا ميدانيم

ما نداريم سر خود بينی

ننشينيم به تختی که نبينيم عيوب خود را...

من و تو

دست در دست هنر

دست در دست ادب

چشم در چشم وطن

دوستی را بر گزيديم

دوستی را که بود چشمه مهر

دوستی را که بود معدن بکر

دوستی را که بود رمز وجود عالم

دوستی را،که چو تاجی پر ارج

جای گيرد با عزت و ناز

بر سر تاج پذير آدم......