گل سرخ عاشقی

شب شده و...
نویسنده : ... - ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٢
 
شب شده و دلشده ای بی قرار
رفته پی دل به سر کوی يار

سايه صفت در بن ديوار او
مانده در انديشه ديدار او

و آن بت عاشق کش عابد فريب
فارغ از این منتظر ناشکیب

آمده بنشسته لب پنجره
فتنه به پا کرده از این منظره

در رخ مه یافته دلخواه را
سر داده نغمه «ای ماه » را

ماه بر او خیره و دلباخته
پیش جمالش سپر انداخته

واله آن دلبر ترسا شده
عشق در او طاقت فرسا شده

ماه بر او خیره شده او به ماه
آه چه غوغاست در این دو نگاه

چشمش بیمار وش ونیم خواب
سایه مژگان زده بر آفتاب

لب به هم آورده و خامش شده
نغمه و آواز فرامش شده

خوش به هم آمیخته ناز و نیاز
رفته در اندیشه دور و دراز

رنگ ز روی مه گردون پرید
گشت پریشان و هراسان دوید

دید که از اشک رخش تر شده
لاله رویش ورق زر شده

حوله فرستاده به دست صبا
گفت رخش پاک کن ای مرحبا

یار من و جان جهان است این
چشم و چراغ دل و جان است این

خیز و ز نازک بدنش ناز کش
تا نخورد غصه دل نازُ کش
....
(ه.ا.سایه)