گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٢
 

 

يا لطيف

ای عشق تو موزون تری، يا باغ و سيبستان تو!؟

چرخی بزن ای ماه نو، جان بخش مشتاقان تو

 

تلخی ز تو شيرين شود، کفر و ظلالت دين شود

خار خسک نسرين شود، صد جان فدای جان تو...

 

در آسمان درها نهی، در آدمی پرها نهی

صد شور در سرها نهی، ای خلق سرگردان تو!

 

عشقا چه شيرين خوشتی، عشقا چه گلگون روستی!

عشقا چه عشرت دوستی! ای شادی اقران تو

 

من آزمودم مدتی، بی تو ندارم لذتی

کی عمر را لذت بود، بی ملح بی پايان تو؟

 

ای عشق عالم تاب من!

از بهر خوبی های تو من عاشق زار تو ام!...

...و هرچه فکر کردم تا بتونم جوابی در خور برای دلدارم بيابم، که از چه روی اينهمه دوستش دارم، نتونستم جوابی پيدا کنم... نميدونم چرا! مثل عشق به خدا که تو فطرت همه آدمها به وديعه گذاشته شده، آدمی در مقابل اون عشقی هم که او در دلش قرار می ده پر سکوت ميشه!فقط اوست که از سرّ اين به ظاهر سوختن با خبره! سوختنی که هر بار جان می بخشه، سوختنی که آدمی رو بری از هرچه ناخالصيست ميکنه! و چه زيبا و ناب از نو بنا ميکنه اين آدمی رو! آتشيست اين عشق که کيميای ناب بودن و ناب زيستن و ناب رفتنه!

عشقا تويی سلطان من، از بهر من داری بزن

روشن ندارد خانه را، قنديل نا آويخته!

اما هرجا که اين انسان خاکی به عقل پناه می بره و غافل از آن بزرگ عاشق می شه، مجالی به انسان  داده می شه تا پی بدان ببره که، عشقی که او به دل نهد چيزيست که هيچ عقل سری قادر به خلق آن نيست!

عقل تا تدبير و انديشه کند

رفته باشد عشق تا هفتم سما

عقل تا جويد شتر از بهر حج

رفته باشد عشق بر کوه صفا!

ای بزرگ مهربان! ای حضرت عشق! ای آنکه نعمت عاشق شدن و عاشق زيستن را به من عطا کردی! عشق راستينم را به تو ميسپارم ...

پرسيد يکی که‌« عاشقی چيست؟»

گفتم که :« مپرس ازاين معانی!»

آنگه که چو من شوی ببينی

آنگه که بخواندت ، بخوانی!

آری عشق من! در عشق زندگی کردن، بزرگترين مبارزه زندگی ماست...  انسانی ترين کاری که می توانيم در طول حياتمان انجام دهيم، اين است که بياموزيم، باورها و احساسات صميمانه خود را ابراز داريم و با عواقب و نتايج آن زندگی کنيم.اين نخستين خواسته عشق است که ما را در مقابل آنان که سر ريشخند ما را دارند، اسيب پذير می سازد...

آری...

پارسايی است در آنجا که تو را خواهد گفت :

بهترين چيز رسيدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است...