گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ دی ،۱۳۸٢
 

 

 

 

مهربانم!

رستنم را در نگاهت

از نوازشهای دستان چو ماهت

در صدای پر طنينت

نرم آهنگ ندای دلنشينت آغاز کردم...

جانان من!

اينگونه در وجودم جان دميدی

جوشش سرخ خون را در رگانم آفريدی

با تپش های موزون دلت، آهنگ عشق را در من تنيدی...

در تمامی اين روزها و شب ها تنها نوای دلنشينی که در حضور تنهائيم طنين انداز بود،

نوای لای لای تو بود...

آرام جانم!

چنديست با اين دست پروده جانت غريبی

چنديست نا آرامی و با سکوت قرينی...

اما بدان ای باغبان !

حتی اگر بندی به روی من در گلزار را

من را نگاهی بس بود از رخنه ديوار ها...