گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ دی ،۱۳۸٢
 

 

بازم آمدم و تو نيامدی!

بازم گفتم و نشنيدی!

چرا هيچوقت صبور نيستم تا بهم بگی که چقدر دوستم داری!

ديگه نشد که بشه،

نيومدی که بريم،

بال در نياوردی که پرواز کنيم...

بپريم تا به عمق زمين برسيم !

 و بشينيم تا سر به فلک بزنيم!

 توی دنيايی که همه چيز برعکسه،

وقتی که بايد نشست تا به آسمون رسيد و پريد تا به خاک رسيد،

چرا تو نيستی همسفرم تا به دنيای خودمون برسيم!

اونجا که توش تو دستات مهری هست تا صبح رو بيدار کنه،

اشکی هست تا صورتامون رو بشوره،

و عشقی خواهد بود٫تا عاشقی هست!

من خواهم بود تا تو هستی!

با من باش تا بگم که از عشق پرم

کنارم بشين٫ و بدون که هر لحظه عاشقتم!!!