گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٢
 

 

نمي بازم به بي رنگي
به كوه و معبر سنگي... به پاييزوغروب عصر دلتنگي
............ نمي بازم

نمي سازم من خاكي
سرايي با دل شاكي... تو دنيايي كه خالي مونده از پاكي
...نمي سازم

اگر بايد بسازم
كلبه ي عشقو تو دستاي تو مي سازم
....كه ساختم من

اگر بايد ببازم من
به گرماي نفس هاي تو مي بازم
.....كه باختم من

اگر بايد بسازم
بهترين عشقو تو دنياي تو مي سازم
....كه ساختم من

نيازم را بده پاسخ كه دلگيرم
اسير وسوسه هاي نفس گيرم
نگاهم كردي و بستي به زنجيرم
نگير از من نگاهترو كه مي ميرم

نمي بازم به بي رنگي
به كوه و معبر سنگي ...به پاييزو غروب عصر دلتنگي
.......نمي بازم

نمي سازم من خاكي
سرايي با دل شاكي تو دنياييكه...خالي مونده از پاكي
...نمي سازم

اگر بايد ببازم من....به گرماي نفس هاي تو مي بازم
......كه باختم من