گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٢
 



ميخوام يه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی و يک شب مهتابی باشه

ميخوام يه کاری بکنم شايد بگی دوسم داری
ميخوام يه حرفی بزنم که ديگه تنهام نذاری

ميخوام که جادوت بکنم هميشه پيشم بمونی
از تو کتاب زندگيم يه حرف رنگی بخونی

امشب ميخوام برای تو يه فال حافظ بگيرم
اگر که خوب در نيومد ، به احترامت بميرم

امشب ميخوام رو آسمون عکس چشمات و بکشم
اگر نگاهم نکنی، ناز نگات و بکشم

ميخوام تو رو قسم بدم به جون هرچی عاشقه
به جون هرچی قلب صافه رنگ گل شقايقه

يه وقتی که من نبودم بي خبر از اينجا نری!
بدون يه خداحافظی پر نزنی، تنها نری!

يه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نميشه
فکر نکنی اگر بری زندگی کمرنگ نميشه

اگه بری شبا چشام يه لحظه هم خواب ندارن
آسمونای آرزو يه قطره مهتاب ندارن

راستی، دلت مياد بری؟بدون من بری سفر؟؟؟
بعدم فراموشم کنی برات بشم يه رهگذر!!!

اصلاً بگو که دوست داری، اينجوری دوست داشته باشم؟
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم؟

حتی اگه دلت نخواد، اسم تو، تو قلب منه!
چهره تو يادم مياد وقتی که بارون ميزنه

ای کاش منم تو آسمون، يه مرغ دريايی بودم
شايد دوسم داشتی اگه، آهوی صحرايی بودم

ای کاش بدونی چشماتو، به صدتا دنيا نميدم
يه موج گيسوی تو رو به صدتا دريا نميدم

به آرزوهام ميرسم اگر که تو پيشم باشی
اونوقت خوشبخت ميشم، مثل فرشته ها تو نقاشی

تا وقتی اينجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی...مرگ گلای مريمه

نگام کن و برام بگو!بگو ميری يا ميمونی!
بگو دوسم داری يا نه! مرگ گلای شمدونی!

نامه داره تموم ميشه، مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون، عاشقی و بي انتها!!!