گل سرخ عاشقی

مثل هيچ کس...
نویسنده : ... - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٢
 


مث اون موج صبوری که وفاداره به دريا
تو مهی مثل حقيقت، مهربونی مث رويا...

تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی که ناگفته ميمونه دم آخر...

مث برق دو تا چشمی توی يک قاب شکسته
مث پرواز واسه قلبی که يکی بالاش و بسته

تو مث دفتر مشقم پرخطای عجيبی
مث شاگردای اول، کمی مغرور و نجيبی

دل تو، يه آسمونه، دل تنگ من زمينی
ميدونم عوض نميشی ،تو خودت گفتی همينی

تو مث اون کسی هستی که ميره واسه هميشه
التماسش ميکنی که بمون، اون ميگه نميشه

مث يه تولدی تو، مث تقدير، مث قسمت
مث الماسی که هيچ کس واسه اون نذاشته قيمت

مث نذر بچه هايی، مث التماس گلدون
مث ابتدای راهی، مث آينه، مث شمعدون

مث قصه های زيبا، پری از خوابای رنگی
حيفه که پيشم نمونن، چشمای به اين قشنگی

پر نازی، مث ليلی، پر شعری، مث نيما
ديدن تو رنگ مهره، رفتن تو رنگ يلدا!!!

بيا مثل اون کسی شو، که يه شب قصد سفر کرد؛
ديد يارش داره ميميره!
موندش و صرفنظر کرد...