گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٢
 

 


گفتمش آغاز درد عشق چيست؟

گفت آغازش سراسر بندگيست

گفتمش پايان آن را هم بگو

گفت پايانش همه شرمندگيست

***

گفتمش درمان دردم را بگو

گفت درمانی ندارد، بی دواست

گفتمش يک اندکی تسکين آن

گفت تسکينش همه سوز و فناست

***

گفتمش من سوختم از اين عطش

گفت اين سوز و عطش ارزانی ات

گفتمش من مردم از اين درد عشق

گفت اين مردن نسازد فانی ات

***

گفتمش اين عشق را از من پذير

گفت اين بخشش نباشد بی دليل

گفتمش اين هم دليلم، مردنم

گفت اين مردن نباشد بی بديل

***

گفتمش پس چاره عشقم بگو

گفت يک چاره و آن هم سوختن

گفتمش آموز من را سوز عشق

گفت اين بايد ز عشق آموختن ...