گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٢
 

 

تو سرنوشت منی، از تو من كجا بگريزم!
كجا رهاشوم از اين طلسم ، تا بگريزم
اسير جاذبه بي امانت، آن پر كاهم
كه ناتوانمت از طيف كهربا بگريزم
تو خويش راز اساطير و قصه هاي محالي
وگر به كشور سيمرغ و كيميا بگريزم
بجز تو نيست هر آنكس كه دوست داشته بودم
اگر هر آينه سوي گذشته ها بگريزم
هوا گرفته عشق توام چگونه ازاين دام
به بال بسته دوباره سوی هوا بگريزم
به خويش هم نتوانم گريخت از تو که عيب است
زآشناتری اکنون به آشنا بگريزم
کجا روم که نه در حلقه نگين تو باشد؟
مگر به ساحتی از سايه شما بگريزم

به هر کجا که روم آسمان من اين است
سياه مثل دو چشم تو، پس چرا بگريزم

(حسين منزوي)