گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٤
 

رسم زندگی این است
یک روز کسی را دوست داری
و روز بعد تنهایی
به همین سادگی !
او رفته است
و همه چیز تمام شده است .
مثل یک میهمانی
که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی
چرا غمگینی؟
این رسم زندگی است
تو نمی توانی آن را تغییر دهی ،
 پس تنها آوازی بخوان !
این تنها کاری است که از دست تو برمی آید.

آواز بخوان.

رابی نویل – شاعر معاصر انگلیسی.



 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٤
 

گفت می‌انديشم و پاسخ می‌گويم اما

خيلی سخت است وقتی منتظر جوابی باشی که از قبل پاسخش را ميدانی:

(( نه ))

 

این روزا عشق آدمها مثل عروسک بازیه

آخر قصه ها همش حرف خداحافظیه

دیگه کسی تو کوچه ها شعرو غزل نمی خونه

نگاه هیچکی تا ابد به قاب در نمی مونه

این روزا رسم آدما رفتن و بر نگشتنه

ساده ترین کار همه از همدیگه گذشتنه

این روزا کار عاشقا گریه و چشم به راهیه

جرم و گناه همشون گناه بی گناهیه

این روزا عشق و عاطفه فقط مال تو قصه هاست

تو این هجوم بی کسی پروانه بودن اشتباست


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٤
 

 

اين ترانه تا هميشه تورو ياد من مياره!

http://www.taranehha.com/flashf/shadmehrs.html


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٤
 

 

تو ديوونه رفتی يه شب بی نشونه

می خواستی که قلبم پريشون بمونه

واست گريه من ديگه بی امونه

دل از درد عشقت يه دريای خونه

می خوام با تو باشم، می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه

ولی نازنينم چگونه چگونه...؟!

http://www.taranehha.com/flashf/moein2.html


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٤
 

مدتی است وبلاگمون تنها شده٬ اما انگار قسمت ما و هر چی متعلق به ماست يه جور تنهاييه . اما همينقدر بدون که:

 

عشق يعنی سر به دار آويختن

عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی مست و بی پروا شدن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن

 

من هم اين را خوب ميدونم که:

 

عاشقان را چه غم از دوری يار

يا غم دوست خورند يا غم تنهايی را

 


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٤
 

ناکرده گنه در اين جهان کيست بگو

آن کس که گنه نکرده و زيست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات کنی

پس فرق ميان من و تو چيست بگو


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٤
 

ای کاش ميدانستی ...

اما نميدانی ....

روزی خواهی فهميد ...

آن روز

که ديگر من نخواهم بود

و آن روز که من نباشم

خاطره ها زنده اند

اما ...

ای کاش می‌ گذاشتند

ای کاش می‌شد


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤
 

 
 
زنجير زندگی من بدون تو از هم گسسته است
 

دانه های زنجير زندگی را می شمارم

کم است !

دانه ای هست که پيدايش نمی کنم

و نمی دانم

چطور بدون آن

دو تکه زنجير رابه هم وصل کنم ...

 

دانه هايي پيدا می کنم !

شايد شبيه همان دانه ای که کم است ...

 

پايی برای پيدا کردن نمانده

پيدا کردن آن دانه ناب ...

 

وسوسه می شوم!

وسوسه می شوم از خستگی فرار کنم

و به جای آن دانه ناب

يکی از همان دانه های مشابه را

در زنجير زندگی ام جای دهم...

 

زنجير زندگی ديگر دو تکه نيست

پايي برای جستجوی دوباره لازم نيست

دانه مشابه

به راحتی جای خود را پذيرفت ...

 

زنجير زندگی را

به آن طرف ديوار آينده پرتاب می کنم

و از آن بالا می روم ...

 

پاره می شود !

زنجير

پاره می شود !

از جايي که وسوسه زندگی می کرد

از جايي که پاهای خسته زندگی مي کرد

از جايي که نااميدی زندگی می کرد

از جايي که دانه مشابه زندگی می کرد...

پرت می شوم از آينده به جايي

که حتی گذشته نيست!

محکم

به زمين می خورم

منی که

نيمی از زنجير زندگی را

بالا رفته بودم

درست جايي زمين می خورم که

دانه ناب کنار من است ...

 

دانه ناب کنار چشمان من است

کنار چشمانی که

برای هميشه بسته می شوند ! ...

ای دانه ناب!

بدون تو زنجير زندگيم از هم گسسته است

http://www.iranclip.com/player/859

 


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤
 
...قمريان حيرانند!
و پرستو ها در پرسه هنگامه برگ!
و گل سرخ:
به يک لانه گنجشک
پناه آورده است!...
 
 
کلیپ خيال با  صدای اميد:
 

 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤
 

سلام عزيز دلم٬نميدونی چقدر دلم برات تنگ شده.

امروز به محض اين که تونستم فرصتی پيدا کنم و بيام پای سيستم. بلافاصله اومدم تا در دفتر خاطراتمون چند کلمه به ياد تو ٬از تو و برای تو بنويسم .

بعضی وقتا از شدت دوست داشتنت بغض گلوم و ميفشاره . نميدونم چه سری توشه؟

اما هرچی هست ناشی از از يک عشق پاک و بزرگه و همينه که بهم انرژی ميده تا بقيه راه پر فراز و نشيب به تو رسيدن رو طی کنم .....

به قول ابو سعيد ابوالخير:

...گفتی که به وقت مجلس افروختنی
آيا که چه نکته هاست بر دوختنی
ای بی خير از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی بود نه آموختنی....

 انصافا اين عشق آمدنی بود و ديگر نخواهد رفت