گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۳
 


حكايت هميشگي: شب و سكوت و انتظار!!!
شمردن ثانيه ها، بهونه ديدن يار...
خودت بگو، تا كي بايد با اين خيالا سر كنيم؟
خيالي نيست، سر ميكنيم به شوق ديدن بهار


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸۳
 

 

من تموم قصه هام قصهء توست

اگه غمگينه....اون از غصه توست

 


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳
 

 

شنيدم باز سراغم رو گرفتی

چی شد باز ياد اين عاشق  ميفتی

شنيدم گفتی كه دلتنگ مائی

همين روزا سراغ ما ميايی...

اگه دنبال عشقي،

 عشقت اينجاست

هنوز كنج دل ديوونه ماست

ميدونستم يه روزی بر ميگردی

زمونه كرد ، تو با ما بد نكردی

خودت نيستی خدات هست

نگات هست و صدات هست

به دل حال و هوات هست

به گوشم قصه هات هست

ميدونستم ميايی

دلم ميگفت تو راهی

نرفتی تو ز يادم

به هيچ كس دل ندادم

شنيدم باز دلت تنگ دل ماست

دلت بی تاب اين ديوونه گيهاست

تو رفتی تا كه دنيا رو بگردی

چنين ديوونه ای پيدا نكردی

...

 


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آذر ،۱۳۸۳
 



شب شد سکوت حنجره ام را گرفته است


گويی دوباره بغض دلم پا گرفته است

 


 امشب ز راه دل به تماشای گل روم


آن گل که دل به دست تمنا گرفته است

 


جانمايه ای نمانده که در پای او نهم


جز خون دل که رنگ مدارا گرفته است


 

در انتظار لحظه رويايی وصال


شبهای من بلندی يلدا گرفته است


 


دستی نمانده تا که در آغوش گيرمش


جز دست دل که دامن سارا گرفته است