گل سرخ عاشقی

 
نویسنده : ... - ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۳
 

 

سيزده خط براي زندگی

گابريل گارسيا مارکز

  1.  دوستت دارم ،  نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر  شخصيتي كه  من در هنگام  با تو بودن پيدا مي كنم.

  2. هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه  چنين  ارزشي دارد  باعث اشك ريختن تو نمي شود.

  3. اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ،  به اين  معني نيست  كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

  4. دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد  ولي  قلب تو را  لمس كند .

  5. بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن  است كه  در كنار او باشي  و بداني  كه هرگز به او نخواهي رسيد .

  6. هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد  عاشق لبخند تو شود.

  7. تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ،  ولي  براي بعضي  افراد تمام دنيا هستي.

  8. هرگز وقتت را  با كسي كه حاضر نيست  وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .

  9. شايد خدا خواسته  است كه ابتدا  بسياري  افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص  مناسب را ،  به اين ترتيب. وقتي  او را يافتي  بهتر مي تواني شكرگزار  باشي.

  10. به چيزي  كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن .

  11. هميشه افرادي هستند  كه تو را مي آزارند  ،  با اين حال  همواره به ديگران  اعتماد كن  و فقط مواظب باش  كه به كسي  كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني.

  12. خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش  كه خود را  مي شناسي  قبل از آنكه  شخص ديگري را بشناسي  و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .

  13. زياده از حد  خود را تحت فشار نگذار ،  بهترين چيزها  در زماني اتفاق مي افتد  كه انتظارش را نداري .


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۳
 

 

  • بهترين دوست اون دوستيه  كه بتوني  باهاش روي يك سكو  ساكت بشيني  و چيزي  نگي  و وقتي ازش   دور ميشي  حس كني  بهترين گفتگوي  عمرت رو داشتي .
  •  ما  واقعا تا چيزي  رو از دست  نديم  قدرش  رو نمي دونيم  ولي در عين حال  تا وقتي  كه چيزي  رو دوباره  به دست نياريم  نمي دونيم  چي رو از دست داديم .
  •  اينكه تمام  عشقت رو به كسي  بدي  تضميني  بر اين نيست كه او هم  همين  كار رو بكنه پس  انتظار  عشق  متقابل  نداشته باش ، فقط  منتظر باش تا اينكه عشق  آروم  تو  قلبش  رشد كنه  و اگه  اين طور  نشد خوشحال باش كه توي دل  تو رشد كرده.
  •  در عرض يك دقيقه  ميشه يك نفر رو خرد كرد در يك ساعت ميشه  يكي  رو دوست داشت و در يك  روز ميشه  عاشق شد ، ولي يك  عمر طول مي كشه تا بشه كسي  رو  فراموش  كرد.
  •  دنبال  نگاهها نرو چون مي تونن  گولت بزنن،  دنبال  دارايي  نرو چون  كم كم  افول مي كنه ، دنبال كسي  باش كه باعث  بشه  لبخند بزني  چون  فقط  با يك لبخند ميشه   يه روز تيره  رو روشن كرد ، كسي  رو پيدا  كن  كه  تو  رو شاد كنه.
  • دقايقي  تو زندگي هست  كه دلت  براي كسي  اونقدر تنگ ميشه كه مي خواي  اونو از رويات بكشي  بيرون و توي دنياي  واقعي  بغلش  كني.
  •  رويايي رو ببين كه مي خواي ، جايي  برو كه دوست داري ،  چيزي  باش  كه مي خواي  باشي ، چون  فقط  يك  جون  داري  و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري  انجام بدي .
  •  آرزو مي كنم  به اندازه ي كافي شادي  داشته باشي  تا خوش باشي  ، به اندازه  كافي  بكوشي  تا قوي  باشي.
  •  به اندازه  كافي  اندوه داشته  باشي  تا يك انسان  باقي  بموني  و به اندازه  كافي  اميد  تا  خوشحال بموني.
  •  هميشه خودتو  جاي ديگران  بذار  اگر حس مي كني  چيزي  ناراحتت  مي كنه ٫ احتمالا ديگران  رو هم آزار مي ده .
  •  شادترين  افراد  لزوما  بهترين  چيزها رو ندارن ،  اونا فقط  از اونچه  تو  راهشون هست بهترين  استفاده  رو  مي کنن .
  •  شادي  براي اونايي كه گريه مي كنن  و يا صدمه مي بينن  زنده است ، براي اونايي كه دنبالش  مي گردن  و اونايي كه امتحانش كردن ، چون  فقط  اينها هستن  كه اهمين ديگران  رو تو زندگيشون مي فهمن.
  •  عشق با يك لبخند  شروع ميشه  با يك بوسه  رشد مي كنه و  با اشك تموم مي شه ،‌ روشنترين آينده هميشه روي گذشته  فراموش  شده شكل مي گيره ،  نميشه تا وقتي  كه دردها  و رنجا  رو دور نريختي  توي زندگي  به درستي  پيش بري ،
  •  وقتي كه  به دنيا اومدي  تو تنها كسي  بودي كه گريه مي كردي  و  بقيه مي خنديدن ، سعي كن يه جوري  زندگي كني  وقتي رفتي  تنها تو بخندي  و بقيه گريه كنن.

 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۳
 

 

از کجا آمده بودي!

اين چنين آرام آرام

از کنار آخرين پنجره که از آن مي گذشتيم ،

خسته خسته راه می رفتيم...

اکنون که تنهايي ام در امتداد دستهايت بزرگتر خواهد شد.

من اينجا

تا تلاقي تمام خطوط موازي،

تا پر شدن صداي قلبم

به انتظارت خواهم ايستاد...


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۳
 

 

 

بازم دلم ميخواهد بهت بگم:

 

تو گل سرخ منی

تو گل ياسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری

نه!

از آن پاک تری...

تو بهاری

نه!

بهاران از توست

از تو می گيرد وام

هر بهار اين همه زيبائی را...

 


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۳
 

 

 

عطر زرد گل ياس و نمی خوام

نمرهءبيست کلاس و نميخوام

من فقط واسه چش تو جون ميدم

عاشقای بی حواس و نميخوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

عشق رو نقطه جوشو نمی خوام

دوره گرد گل فروش و نمی خوام

اونی که چشاش به رنگ عسله

مجنون خونه بدوش و نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

من کسی با قد رعنا نمی خوام

چشای درشت و گيرا نمی خوام

دوست دارم قايق سواری و ولی

جز تو از هيچ کسی دريا نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

موهای خيلی پريشون نمی خوام

آدم زيادی مجنون نمی خوام

ميدونی!چشم منو گرفتی و

جز تو هيچی از خدامون نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

چشم شرقی و سياه و نمی خوام

آدمای مث ماه و نمی خوام

آخه وقتی تو تو فکر من باشی

حق دارم بگم اونا رو نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

حرفای نقره ای رنگ و نمی خوام

اون دوتا چشم قشنگ و نمی خوام

حتی اون که بلده شکار کنه

صاحب تير و تفنگ و نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

شعرای ساده و تازه نمی خوام

اون که ميگه اهل سازه، نمی خوام

من دلم می خواد تورو داشته باشم

واسه اين کارم اجازه نمی خوام

 

من ،تورو می خوام !اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

سفر دور جهان و نمی خوام

رنگای  رنگين کمان ونمی خوام

لحظه و ساعت و عمر من توئی

تو که نيستی من زمان و نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

فالای جورو واجورو نمی خوام

نامه های راه دورو نمی خوام

واسه چی برم ستاره بچينم

ماه من توئی که نورو نمی خوام

آذر و خردادو تير و نمی خوام

آدمای سربزيرو نمی خوام

من خودم ديگه يه جور زندونيم

حق دارم بگم اسيرونمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

حرف خيلی عاشقونه نمی خوام

دل رسوا و ديوونه نمی خوام

يا تو، يا هيچ کسه ديگه به خدا!

خدا م خودش می دونه نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

خردادو ارديبهشت و نمی خوام

بی تو من اين سرنوشت و نمی خوام

يکی پرسيد :اگه آخرش نشه؟

حتی اين خيال زشت و نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

بی تو چيزی ازين عالم نمی خوام

تو فرشته اي، من آدم نمی خوام

می دونی!خيلی زيادی واسه من

هميشه عادتمه کم نمی خوام

 

من تورو می خوام اونا رو نمی خوام

نفسم توئی هوا رو نمی خوام

 

منو باش شعرو نوشتم واسه کی

توئی که گفتی شما رو نمی خوام...


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۳
 

 

صدا کن مرا

صدای تو خوب است...

صدای تو سبزينه آن گياه عجيبی است

که در انتهای صميميت حزن می رويد...

 

در ابعاد اين عصر خاموش

من از طعم تصنيف در متن ادراک يک کوچه تنهاترم

بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايی من بزرگ است!

و تنهايی من شبيخون حجم تو را يش بينی نمی کرد

و خاصيت عشق چنين است...

 

کسی نيست

بيا زندگی را بدزديم، آن وقت

ميان دو ديدار قسمت کنيم

بيا با هم از حالت سنگ چيزی بفهميم

بيا زودتر چيزها را ببينيم

بيا آب شو مثل يک واژه در سطر خاموشی ام

بيا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را....

 

 


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۳
 

 

عاقل بودم

ترانه گويم کردی

سر حلقه بزم و باده جويم کردی

سجاده نشين با وقاری بودم

بازيچه کودکان کويم کردی....


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۳
 

حالا ديگه ميتونی با افتخار به همه بگی

 

آهای همه بدونين:

اون کوه غرور رو  شکستم

ديگه ازش چيزی باقی نموند

چيزی باقی نموند....


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸۳
 

 

يوسف گمگشته باز آيد به کنعان، غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور

 

ای دل غمديده حالت به شود دل بدمکن

وين سر شوريده باز آيد به سامان،غم مخور

 

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل بر سر کشی ای مرغ خوشخوان، غم مخور

 

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائما يکسان نباشد حال گردون، غم مخور

 

هان! مشو نوميد چون واقف نئی زاسرار غيب

باشد اندر پرده بازيهای پنهان، غم مخور

 

ای دل ار سيل فنا بنياد هستی برکند

چون تو را نوحست کشتيبان ز طوفان غم مخور!


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ،۱۳۸۳
 

 

از دلم رست گياهی سرسبز،

سربرآورد،درختی شد،نيرو بگرفت...

برگ بر گردون سود؛

اين گياه سرسبز،

حاصل مهر تو بود!


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ،۱۳۸۳
 

 

سيل سيال نگاه سبزت،

همه بنيان وجودم را ويرانه کنان می کاود...

من به چشمان خيال انگيزت معتادم؛

و در اين راه تباه،

عاقبت هستی خود را دادم....


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ،۱۳۸۳
 

 

تا شقايق هست، زندگی بايد کرد...


 
 
 
نویسنده : ... - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ دی ،۱۳۸۳
 

 

شايد اينو تونفهمی٫حس من از جنس نوره

شور وحشی جوونی از دل من ديگه دوره

تو پر از شور و نشاطی ٫ واسه من نبض حياتی

توی اين غروب حسرت آخرين راه نجاتی

توی روياهای دورت خواب آهو رو می‌بينی

شاپرک تو باغ رويا گل آرزو می‌چينی

اما رويای جوونی ميره از ياد تو روزی

مثل امروز من ٫اون روز٫توُ خودت بايد بسوزی

تو ببين نياز قلبم به تو و طراوت توست

لمس شيطون نگاهت به تو و لطافت توست

دل خستمو ميتونی جون تازه ای ببخشی

توُ شب قطبی ستاره!تو ميتونی بدرخشی

توُ بلندای نگاهت وا ميشه پرای بستم

اون عقابم که تو پرواز مرز ترديد و شکستم

نگير اين حس قشنگو تو بذار تا جون بگيرم

پر بگيرم از زمين و راه آسمون بگيرم

يه عقاب سرکشم من توی آسمون اميد

که ازوج آسمونها خونه عشق تو رو ديد

فرصت پريدنم رو نگير از اين مرد عاشق

بی تو ميميره دل من توی زندون دقايق

 با نگاه آبی تو غرق مهربونی می‌شم

راهی قصر محبت٫ شهر همزبونی می‌شم

گل من يه عمری گل باش٫به صفا و لطف و پاکی

خوبی تو سربلنديست٫واسه اين غريب خاکی

تو شبای بی‌پناهی عاشقت رو تنها نگذار

بيا و ستاره‌ای شو واسه اين چشمای بيدار